این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


| نویسنده | |
|---|---|
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
اول |
| سال انتشار |
1402 |
| تعداد صفحه |
503 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
340,000 تومان
ناموجود
این کتاب در حال حاضر موجود نیست، اما می توانیم آن را با درخواست شما تامین کنیم و از طریق پیامک با خبرت کنیم!
از طریق دکمه زیر درخواست تامین فوری رو به همراه ثبت تلفن همراه انجام بده.
مشاهده QR CODE
ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
| وزن | 352 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
اول |
| سال انتشار |
1402 |
| تعداد صفحه |
503 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
| ویژگی |
کتاب های مرتبط
- کاترین مک کنزی
- الکس مایکلیدیس
- سردار ازکان
- لوسی فولی
- کیگو هیگاشینو
- گابریل گارسیا مارکز
- ایوا یورچک
- باریس آکونین
- آنتوان دوسنت اگزوپری
- استیو تولتز
- ویکتور هوگو
- ریو موراکامی
- 234205
بریده هایی از کتاب رژه خاموش
برشی از این کتاب بفرستید
برای ارسال برش وارد حساب کاربری شوید.
یوتارو چاقویی را که در دست داشت پایین گذاشت و از پشت پیشخوان بیرون آمد و وارد رستوران شد. ماچیکو پردۀ نورِن بالای در ورودی را پایین آورده و تازه به داخل برگشته بود.
نگاهشان با هم تلاقی کرد و ماچیکو کمی سرش را کج کرد. «چیزی شده؟»
یوتارو پشت سرش را خاراند. «نه. فقط حرفهاتون رو شنیدم. خوب خونسردیت رو حفظ کردی. میدونم که کار آسونی نیست.»
«خیلی هم سخت نیست. من سالهاست با مشتریها سروکار دارم. به هر حال این شغلمونه.»
«میدونم، ولی باز هم…»
ماچیکو چوبپرده را به دیوار تکیه داد و به طرف شوهرش چرخید. زنی ریزنقش با صورتی کوچک بود و همیشه نگاه نافذی داشت، حتی زمانی که سنش کم بود. وقتی ارتباط چشمی برقرار میکرد، آدم در برابرش کم میآورد.
- ارسال شده توسط: محسن









نقد و بررسیها
پاکسازی فیلترهنوز بررسیای ثبت نشده است.