این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید
باخ
باخ
350,000 تومان قیمت اصلی 350,000 تومان بود.245,000 تومانقیمت فعلی 245,000 تومان است.
| نوبت چاپ |
1 |
|---|---|
| سال انتشار |
1398 |
| موضوع | |
| نویسنده | |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
| تعداد صفحه |
267 |
| ناشر | |
| قطع کتاب |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
350,000 تومان قیمت اصلی 350,000 تومان بود.245,000 تومانقیمت فعلی 245,000 تومان است.
موجود
مشاهده QR CODE
ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
باخ داستان یک تیم ترور است؛ یک تیم چهار نفره از دو نسل متفاوت. نسلی که در جنگ حاضر بوده و نسلی دیگر که تنها از جنگ شنیده است. حال آن ها با هم همراه می شوند تا عملیات کنند. آیا موفق می شوند؟
داستان این عملیات را یکی از اعضای این تیم روایت می کند. او در زندان گرفتار آمده است و تصمیم می گیرد تا رویدادها را شرح دهد. روزنوشت های این فرد شاکله کتاب باخ را تشکیل داده است؛
از روزی که آن ها با نقشه دو رزمنده دیروزی آشنا م ی شوند تا زمانی که در کانون اتفاقات قرار می گیرند و می خواهند در تیم ترور نقش آفرین باشند. این تیم ترور، در میانه ماجرا با افسری اطلاعاتی مواجه می شود که سدِّ راه شان است.
| وزن | 345 گرم |
|---|---|
| نوبت چاپ |
1 |
| سال انتشار |
1398 |
| موضوع | |
| نویسنده | |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
| تعداد صفحه |
267 |
| ناشر | |
| قطع کتاب |
6 دیدگاه برای باخ
پاکسازی فیلترکتاب های مرتبط
- محمد رضا شهسواری
- متین ایزدی
- حمیدرضا منایی
- نادر ابراهیمی
- نرجس شکوریان فرد
- نیما اکبرخانی
- عباس قاضی زاده
- محمد رضا حداد پور جهرمی
- میثم امیری
- میثم امیری, لیلا شمس
- فائضه غفار حدادی, میثم امیری
- 3872
بریده هایی از کتاب باخ
برشی از این کتاب بفرستید
برای ارسال برش وارد حساب کاربری شوید.
روحالله گفت: یعنی توی این مملکت فقط شما بیدارید، بقیه خوابند؟ نمیدانم روحالله میخواست عمو را به حرف بیاورد یا قصد دیگری داشت… عمو توی همان حالت گفت: آن سالی که جنگ شد، فرض ما این بود که همه خوابند. اینجوری کارها انجام میشود، وقتی فرض بگیری همه خوابند.
- ارسال شده توسط: خانم
فکّه اسم عام این منطقه است. اینجایی که من ایستادهام اسم دیگری دارد. بلدچی این اسم را به بچههای اطلاعات عملیات گفته بود. اینجا اسمش قبورالابطال بود، یعنی مقتل دلیران…
- ارسال شده توسط: خانم
یاد مانور افتادم. روحالله با بچههای بسیج رفته بود مانور. کلاشینکف دستش بود با فشنگ واقعی. روحانی از سازمان آمد. جیالایکس ترمز زد. توی بیابان قم بود. یکی از سربازها آمد در جیالایکس را باز کرد. روحانی بسیج پیاده شد. روحالله رفت جلو. گلنگدن را کشید. به روحانی بسیج گفت: برو تو جیالایکس. رفت توی جیالایکس. گفت: حالا پیاده شو. روحانی پیاده شد. روحالله خشاب را درآورد. اسلحه را تحویل داد. گفت: انقلاب کردیم که دیگر کسی برای کسی در باز نکند.
- ارسال شده توسط: خانم
این قاعدهاش است. هر کس میرود سراغش فکر میکند دیر آمده. نگران نباش. هزاران سال میگذرد. همه توی دیریم الان
- ارسال شده توسط: خانم
گفته بود: «صدای آوینی بوی آشتی میدهد
- ارسال شده توسط: خانم
شبها به دلیل علاقهٔ روحالله به آهنگهای باخ، از بلندگوی بالای نفربر باخ پخش میکردیم. بنده خدا باخ فکر نمیکرد روزی آهنگهایش از چنین جایی پخش شود؛ تویشان پرلودها و فوگها هم بودند. انگار که ساعت دوازده شب نسیم وزیده باشد در دانشگاه؛ اینطور باخ به جسم و روحمان میخورد.
- ارسال شده توسط: خانم









m.m.arabi2009.ir –
داستانی جذاب و پرشور
m.m.arabi2009.ir –
عالی
بدون شرح
محمد….. –
بد نبود اگه مقایسه بین جوون دیروز و امروز نمیشد شاید بهتر میشد…
محسن –
هیجان انگیز بود
لیبل "خریدار محصول" Mohammad (خریدار محصول) –
بصورت خاطره طور بیان شد
توقعم بالا بود، اما کتاب در سطح معمولی بود، انچنان جذاب و گیرا نبود،
اما انتهای داستان و نکته اخر که بیان شد،فوق العاده بود، با این حال این کتاب رو نمیشه تو الویت ها قرار داد، کتاب های سطح بالاتر بسیارن، و ممنون زحمات کل گروه و انتشارات.
فاطمه (خریدار محصول) –
متن روان و خوبی داشت، اما داستان و محتوای متوسطی داشت بنظرم. خیلی قوی نبود، یکمم بی سر و ته شروع شد. در کل میشه خوندنش.