این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


سرش را گذاشت روی فلز سرد
سرش را گذاشت روی فلز سرد
45,000 تومان
| نویسنده | |
|---|---|
| ناشر | |
| موضوع | , |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
دوم |
| سال انتشار |
1400 |
| تعداد صفحه |
153 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
45,000 تومان
ناموجود
این کتاب در حال حاضر موجود نیست، اما می توانیم آن را با درخواست شما تامین کنیم و از طریق پیامک با خبرت کنیم!
از طریق دکمه زیر درخواست تامین فوری رو به همراه ثبت تلفن همراه انجام بده.
مشاهده QR CODE
ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
معرفی کتاب سرش را گذاشت روی فلز سرد از کشتن و رفتن اثر محمود حسینی زاد
دو دوست و همکار که تصمیم می گیرند افرادی که قرار است بقیه زندگی آنها همراه با غصه باشد را بکشند …نکشتیم سرکار.چندبار به تون گفتم،باز هم می گم.ما کسی را نمی کشتیم.راحت شون می کردیم.بختیارو راحت کردیم.حمید را راحت کردیم.کیوان را راحت کردیم.هوشنگ را راحت کردیم.حسام را راحت کردیم..دارم می گم به تون.همه رو سرکار.نمی دونیم چند تا سرکار،نمی دونیم…می گفت مال اون پنجشنبه بود،مال من حتما دوشنبه است. می گفتم بی خود نیست نویسنده شدی،استاد چرند گفتنی.می خندید. می گفتم اگه بخوای دوشنبه بمیری،باید برنامه ریزی کنی.باید خودت زحمت عزراییل رو کم کنی.اونها که تقویم شون رو هر صد سال می بندن! می خندید. دوشنبه ای بود که خاکش کردیم…
| وزن | 140 گرم |
|---|---|
| ابعاد | 14 × 21 × 1 سانتیمتر |
| نویسنده | |
| ناشر | |
| موضوع | , |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
دوم |
| سال انتشار |
1400 |
| تعداد صفحه |
153 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
3 دیدگاه برای سرش را گذاشت روی فلز سرد
پاکسازی فیلترکتاب های مرتبط
- عطیه عطارزاده
- محمود دولت آبادی
- محمود دولت آبادی
- الکس مایکلیدیس
- سعید تشکری
- سید مهدی شجاعی
- نادر ابراهیمی
- نادر ابراهیمی
- مهرداد صدقی
- فاطمه سلطانی
- محمد اسماعیل حاجی علیان
- مصطفی مستور
- 22259
بریده هایی از کتاب سرش را گذاشت روی فلز سرد
برشی از این کتاب بفرستید
برای ارسال برش وارد حساب کاربری شوید.
میره پیش نگهبان قبرستون و جریان رو میپرسه. نگهبان میگه نه. این سالها که روی قبرها نوشته شده سن مُردهها نیست. بعضیهاشون صد سال هم عمر گرفتن از خدا. اینجا وقتی بچهای دنیا میآد، یه کتابچه براش درست میکنن. خودش یا دیگرون مدتی رو که اون آدم خوشبخت بوده، توی اون دفتر مینویسن. چند سال و چند روز خوشبختیِ اون آدم رو. سالها و ماههایی که روی قبرها میبینی، مدتیه که اون مُردههه خوشبخت بوده توی زندگیش.
- ارسال شده توسط: خدیجه
یک مردی بوده که داشته دنیا رو میگشته یکدفعه میرسه به شهری. اولِ شهر یک قبرستون بوده. مرد میره توی قبرستون، میبینه روی قبر اولی نوشته ‘ابوطالب ــ سه سال و سه ماه’، روی دومی نوشته ‘حسن ــ پنج سال و شش ماه و دو روز’، روی سومی نوشته ‘کبری ــ یک سال و سه روز’، روی چهارمی نوشته ‘خاتون ــ هشت سال و هفت ماه و ده روز’. همینجور تا آخر. روی همهٔ قبرها همینجوری. مرد وحشت میکنه که چرا اینهمه بچه توی این شهر میمیرن.
- ارسال شده توسط: خدیجه









علی –
داستان جالبی داره
علی –
بسیار زیبا و راهنمایی برای درک زندگی بهتر
حامد –
در معرفی انستیتو گوته از محمود حسینیزاد به عنوان مهمترین مترجم ادبیات آلمانیزبان معاصر به فارسی یاد شدهاست.