این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


شاگرد قصاب
شاگرد قصاب
120,000 تومان
| نویسنده | |
|---|---|
| نوبت چاپ |
یازدهم |
| ناشر | |
| مترجم | |
| تعداد صفحه |
221 |
| سال انتشار |
1398 |
| جلد کتاب |
شومیز |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
120,000 تومان
ناموجود
این کتاب در حال حاضر موجود نیست، اما می توانیم آن را با درخواست شما تامین کنیم و از طریق پیامک با خبرت کنیم!
از طریق دکمه زیر درخواست تامین فوری رو به همراه ثبت تلفن همراه انجام بده.
مشاهده QR CODE
ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
| وزن | 256 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| نوبت چاپ |
یازدهم |
| ناشر | |
| مترجم | |
| تعداد صفحه |
221 |
| سال انتشار |
1398 |
| جلد کتاب |
شومیز |
2 دیدگاه برای شاگرد قصاب
پاکسازی فیلترکتاب های مرتبط
- آنتوان دوسنت اگزوپری
- ریو موراکامی
- آلفونس دوده
- جین آستین
- اونوره دو بالزاک
- ارنست همینگوی
- جلال آل احمد
- اینگو شولتسه
- لیلا لعلمی
- بیل کلینتون, جیمز پترسون
- اینیاتسیو سیلونه
- 52247
بریده هایی از کتاب شاگرد قصاب
برشی از این کتاب بفرستید
برای ارسال برش وارد حساب کاربری شوید.
داشتم فکر میکردم چهقدر حق با مادرم بود… اولها که خانم نوجنت ما را میدید نیشاش باز میشد و میگفت سرکار خانم برادی و آقای فرنسیس جوان حالشون چهطوره؟ نمیشد باور کرد که تماممدت منظورش این بوده: سلام خانم خوک، حالت چهطوره، نگاه کن فیلیپ کیا دارن میآن، خانوادهٔ خوکها!
- ارسال شده توسط: خدیجه
نور از پنجره اُریب میتابید و صدای بازی بچهها از کوچه میآمد. یک فروشگاه راه انداخته بودند و پول خریدشان را با قلوهسنگ میدادند. جعبهٔ خالی پودر لباسشویی داشتند و قوطی لوبیا. یکیشان گفت نه الان نوبت منه. گراوس آرمسترانگ گوشاش را خاراند و بدو رفت وسطشان.
- ارسال شده توسط: خدیجه
گفت دنیا پُرِ کسانی است که آدم را ناامید میکنند. گفت وقتی خانم نوجنت برای اولینبار آمد به شَهر نظیر نداشت. گفت هر روز باهاش میرفتم گردش. بعد زد زیر گریه و گفت این جای مزخرف و شروع کرد با دستمالی که از جیب پیشبندش درآورده بود چشمش را خشک کردن. ولی فایده نداشت چون دستمال پودر شد و ریخت زمین.
- ارسال شده توسط: خدیجه









علی –
رمانی که شامل اعترافات یک ذهن بیمار است رمانی بینقص و مونولوگی بکتی با شالودهای هیچکاکی هست.
علی –
درخشان، بیهمتا. پاتریک مککیب شما را به دنیای کتاب هل میدهد طوری که از آنطرف نفسزنان بیرون میآیید و کتاب را ستایش میکنید و میدانید نگاهتان به داستان کاملا عوض شده است. بهترین رمان ایرلندی که طی سالهای اخیر خواندهام.