این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید
آوای کوهستان
آوای کوهستان
225,000 تومان
| نویسنده | |
|---|---|
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | , |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
دوم |
| سال انتشار |
1400 |
| تعداد صفحه |
298 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
225,000 تومان
ناموجود
این کتاب در حال حاضر موجود نیست، اما می توانیم آن را با درخواست شما تامین کنیم و از طریق پیامک با خبرت کنیم!
از طریق دکمه زیر درخواست تامین فوری رو به همراه ثبت تلفن همراه انجام بده.
مشاهده QR CODE
ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
| وزن | 270 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | , |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
دوم |
| سال انتشار |
1400 |
| تعداد صفحه |
298 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
5 دیدگاه برای آوای کوهستان
پاکسازی فیلترکتاب های مرتبط
- آنتوان دوسنت اگزوپری
- ریو موراکامی
- آلفونس دوده
- جین آستین
- اونوره دو بالزاک
- ارنست همینگوی
- جلال آل احمد
- اینگو شولتسه
- لیلا لعلمی
- بیل کلینتون, جیمز پترسون
- اینیاتسیو سیلونه
- 70217
بریده هایی از کتاب آوای کوهستان
برشی از این کتاب بفرستید
برای ارسال برش وارد حساب کاربری شوید.
حالا هم همینطور بود. به نظرش رسیده بود که کایو، درحالیکه کمی در راهرو خم شده بود، سعی کرده بود به خاطر پازدگیاش با او همدردی کند.
او شش ماه نزد این خانواده بود و حالا از تمام این مدت، شینگو فقط همین یک کلمه را به خاطر داشت. احساس کرد که عمری از دست رفته است.
- ارسال شده توسط: خدیجه
شینگو خودش هم به اندازهٔ کافی با این حالات خودش آشنا بود، ولی احساس غریبی شبیه ترس داشت. هر قدر بیشتر تلاش میکرد آن دختر را به یاد آورد، کمتر موفق میشد. گاهی همراه چنین کندوکاوهای بیفایدهای اسیر احساسات هم میشد.
- ارسال شده توسط: خدیجه
شینگو شهرستانی بود و هیچوقت به ادای صحیح کلمات و لهجهٔ توکیو اطمینان نداشت. شوئیچی بزرگشدهٔ توکیو بود.
«وقتی خیال کردم گفته بود “پازدگی”، لحن مطبوعی داشت، بسیار آرامشبخش و متشخص بود. توی راهرو ایستاده بود. حالا که گفتهاش واقعاً برایم مشخص شده، حتی اسمش را هم به یاد ندارم. یادم نیست چه لباسی میپوشید، یا صورتش چه شکلی بود. گمان میکنم شش ماهی پیش ما بود.»
شوئیچی، که با این حالات پدرش آشنا بود، دل به دل پدر نداد و گفت «در همین حدود.»
- ارسال شده توسط: خدیجه
«آن دختر، کایو، به نظرم دو سه روز قبل از رفتنش بود، وقتی رفته بودم قدم بزنم یک تاول روی پایم زده بود و به او گفتم احتمالاً قارچ است. او گفت “پازدگی” است. از این حرفش خوشم آمد. لحنی آرامشبخش و قدیمی داشت. خیلی خوشم آمد، اما حالا که درست فکر میکنم، انگار گفته بود “کفشزدگی”. به نظرم در شیوهٔ گفتنش یک چیز غلط بود. بگو “پازدگی”.»
«پازدگی.»
حالا بگو «کفشزدگی.»
«کفشزدگی.»
«درست فکر کرده بودم. کلمه را درست ادا نکرده بود.»
- ارسال شده توسط: خدیجه
در چنین مواقعی صحبت کردن برایش مشکل میشد. «بگذار ببینم. اسم آن خدمتکاری که چند روز پیش از اینجا رفت چه بود؟»
«منظورتان کایو است؟»
«کایو، بله، خودش است. او چه روزی از اینجا رفت؟»
«پنجشنبهٔ پیش. حالا پنج روز است.»
«پنجشنبهٔ پیش؟ همین پنجشنبه که گذشت از پیش ما رفت و من هیچچیز به یاد ندارم؟»
از نظر شوئیچی این رفتار پدرش قدری مبالغهآمیز بود.
- ارسال شده توسط: خدیجه
در حقیقت، چیزی بیش از این واقعیت ساده که پدرش در فکر است بر او آشکار بود. میدانست پدرش سعی میکند چیزی را به یاد آورد.
شینگو کلاهش را از سر برداشت و در عالم حواسپرتی مدتی آن را در دست راستش نگه داشت، بعد آن را روی زانویش گذاشت و شوئیچی کلاه را از جارختیِ بالای سرشان آویخت.
- ارسال شده توسط: خدیجه









علی –
تنهایی و دلتنگی در آثار کاواباتا موج میزنه و در این اثر به اوج خودش میرسه. اثری غم انگیز هست
علی –
آوای کوهستان پُر است از تصاویر بیمانندی مانند شکوه درختان، بوتهها، گلها، حشرات، پرندگان، ماه، کوهستان، شب، خورشید، روز، باران و مه؛ در واقع ضیافتی کامل از رنگینکمان روح آدمی در سیلان طبیعت و جهان. آوای کوهستان رمانی است درباره زخمهای بشر.»
علی –
گیرایی آثار کاواباتا آنجا نمایان میشود که خواننده در شنیدن اعترافات ناخودآگاه شخصیتهای داستانش، با نویسنده همدست میشود؛ کاواباتا استاد چیرهدست شیرجه به عمق ناخودآگاه شخصیتهاست.
بهنام مؤمنی (خریدار محصول) –
چه خوب که این کتاب تجدیدچاپ شد. از بهترینهای ادبیات ژاپن که تنهایی و طبیعت در آن موج میزند.
حامد –
کتاب صفر تا صد ژاپنی است. توصیف طبیعت با زیباترین کلمات، به گونهای که صدای جیرجیرکها را میشنوید و باران را بر گونهتان حس میکنید. با آداب و سنن ژاپن همراه میشوید و با ریتم کند اما دلنشینش یاد میگیرید زندگی را، هرچند کوتاه، بدون عجله و بدو بدو لمس کنید.