این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


دیوانه های فوتبال
دیوانه های فوتبال
110,000 تومان
| نویسنده | |
|---|---|
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
دوم |
| سال انتشار |
1395 |
| تعداد صفحه |
306 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
110,000 تومان
ناموجود
این کتاب در حال حاضر موجود نیست، اما می توانیم آن را با درخواست شما تامین کنیم و از طریق پیامک با خبرت کنیم!
از طریق دکمه زیر درخواست تامین فوری رو به همراه ثبت تلفن همراه انجام بده.
مشاهده QR CODE
ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
کار ما درست مثل یک گرد باد واقعی بود. طی نود روز از نه کشور گذشتیم، با تشکیلات هواداری فوتبال در آن کشورها آشنا شدیم و شنیدیم چگونه از جوانانی که دستورات رهبران آن تشکیلات را بی چون و چرا اجرا می کنند، بهره کشی می شود. در هلند از ترس جان مان گریختیم، در ترکیه از برابر دوربین های پلیس متواری شدیم، در صربستان با سران تشکیلاتی از هولیگان ها که به جنایت جنگی متهم شده بودند ملاقات کردیم و زمانی که در برزیل همراه با یکی از تشکیلات هواداری، به سفری برای دیدن مسابقه ی تیم آنها می رفتیم، از سوی هواداران دیوانه ی رقیب به ما تیراندازی شد.
| نویسنده | |
|---|---|
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
دوم |
| سال انتشار |
1395 |
| تعداد صفحه |
306 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
کتاب های مرتبط
- دیوید اسکوایرز
- سایمون کوپر
- 156818
بریده هایی از کتاب دیوانه های فوتبال
برشی از این کتاب بفرستید
برای ارسال برش وارد حساب کاربری شوید.
خیلی شانس آوردیم که فقط کبودی و کوفتگی بود. انتظار میرفت که آنجا جایی برای وقتگذرانی چند مرد انگلیسی باشد ولی بیشک نه در نزدیکی روز دربی و در حال پرسه زدن در یک مکان نامناسب و با همراه داشتن و پوشیدن نمادها و لباسهای تیم دشمن. این کار میتوانست آخرین اشتباهی باشد که در عمرمان مرتکب میشدیم!
حاشیههای شهر کراکف، جایی دورتر از چراغهای نئون و معماری باستانی بخش قدیمی شهر، بیابانی است متشکل از املاک و زمینهای وسیع و پراکنده که در خلال سالهای کمونیست به حال خود رها شده و حالا به خانهٔ جمعیت زیادی از مردان جوان، خشمگین و بیکار تبدیل شده است.
- ارسال شده توسط: خدیجه
بقیهٔ آن شبمان به پُروخالی شدن لیوانها و طفره رفتن از درخواستهای آدمهای مشتاقی صرف شد که دلشان میخواست با پیرمردهای لندنی عکس بیندازند! بعضیهایمان تصویر واضحی از آنچه که در آن نیمهشب و پس از آن بر ما گذشت به یاد نداریم؛ و بعضیهایمان هم هنوز نمیتوانیم باور کنیم رفتاری که آن شب از ما سر زد کار خودمان بود یا نه ولی یکی از ما که تنش حسابی کبود شد، بیدارِ بیدار بود.
- ارسال شده توسط: خدیجه
پیتر هم برنامهٔ کار را مرور کرد و گفت «فردا میریم آنتیویسلا رو ملاقات کنیم. اینا سرکردههای کراکوویا هستن و از اون خرای تمامعیارن! اصلاً دلشون نمیخواست این بازی رو شروع کنن و کلّی مذاکره انجام شده تا راضی به حرف زدن بشن. پس لطفاً زیادی آزارشون ندین.»
دنی هم با چنین سخنانی حال پیتر را جا آورد که «عزیزم! پس به دیدن کلهگُندهها میریم، هان، برنامه چیه؟ توی یه کافه میریم ببینیمشون یا توی استادیوم؟»
حال پیتر کمی گرفته شد و گفت «اِممم. نه دقیقاً. اونا یهخُرده بیشتر از اونی که فکرش رو بکنی نسبت به این مسئله پنهونکاری کردن… فردا صبح میفهمیم که کجا باید به دیدنشون بریم!»
- ارسال شده توسط: خدیجه
اولین شب اقامت ما در کراکف در حالی سپری شد که در حال ترس از پیشامدهای آتی، سعی میکردیم چیزی بنوشیم. شاید در بین آنهایی که کراکف را میشناسند، آنجا به شهر چاقوها؛ به عنوان یک زادگاه خشونتهای فوتبالی مشهور باشد ولی همچنین نامی هم به عنوان شهر مهمانیهای مردانه برای خودش دستوپا کرده است. از میدان قرونوسطایی زیبای کارتپستالیاش که پایین بیایی و به راست بپیچی، در دنیایی از کافهها، دیسکوها و کلوبهای شبانه قرار میگیری و زبان انگلیسی را هم بیشتر از مناطق مرکزی لندن در این روزها میشنوی. ما پس از خوردن یک شام سنتی لهستانی همراه با سس و سیبزمینی سرخکرده، راحت دور یک میز نشستیم و شروع به نوشیدن و انباشتن لیوانها روی میزمان کردیم.
- ارسال شده توسط: خدیجه









نقد و بررسیها
پاکسازی فیلترهنوز بررسیای ثبت نشده است.