این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد
ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد
130,000 تومان
| نویسنده | |
|---|---|
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
هفتم |
| سال انتشار |
1391 |
| تعداد صفحه |
224 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
130,000 تومان
ناموجود
این کتاب در حال حاضر موجود نیست، اما می توانیم آن را با درخواست شما تامین کنیم و از طریق پیامک با خبرت کنیم!
از طریق دکمه زیر درخواست تامین فوری رو به همراه ثبت تلفن همراه انجام بده.
مشاهده QR CODE
ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
کتاب ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد، رمانی نوشته ی پائولو کوئیلو است که اولین بار در سال 1998 وارد بازار نشر شد. به نظر می رسد که ورونیکای بیست و چهار ساله، هر چیزی که می تواند آرزو کند را در زندگی خود دارد: جوانی و زیبایی، روابط خوب، شغلی رضایت بخش و خانواده ای صمیمی. اما چیزی در زندگی او کم است و به نظر می رسد در درون ورونیکا، خلاءِ آنچنان عمیقی وجود دارد که هیچ چیز هیچ وقت نمی تواند آن را پُر کند. به همین خاطر، او در صبح یازدهم نوامبر سال 1977 تصمیم می گیرد که بمیرد. ورونیکا چندین قرص را با هم می خورد به امید این که دیگر از خواب بیدار نشود. او از خواب بیدار می شود اما نه در خانه بلکه در بیمارستانی روانی. کارکنان این بیمارستان به ورونیکا می گویند که اوردوز، باعث مرگ آنیِ او نشده اما صدمه ی شدیدی به قلبش وارد کرده است و او حالا فقط چند روز وقت برای زندگی کردن دارد.
| وزن | 256 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
هفتم |
| سال انتشار |
1391 |
| تعداد صفحه |
224 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
1 دیدگاه برای ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد
پاکسازی فیلترکتاب های مرتبط
- پائولو کوئیلو
- جمعی از نویسندگان, مهدی شریفی
- ابراهیم اکبری دیزگاه
- ریحانه کشتکاران, زهره عیسی خانی
- نرجس شکوریان فرد
- رضا امیرخانی
- روزبه معین
- سارا عرفانی
- مصطفی مستور
- جان اشتاین بک
- علی اسکندری
- معصومه میر ابوطالبی
- 240559
بریده هایی از کتاب ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد
برشی از این کتاب بفرستید
برای ارسال برش وارد حساب کاربری شوید.
“مثل عمهٔ پرستاری که دیروز ـ یا شایدم روزای قبل ـ دقیقاً نمیدونم ـ صحبت میکرد، شروع میکنم به افزایش وزن. بعدش رژیم میگیرم، اما هر روز و هر هفته، رژیمم شکست میخوره. در اون زمان، شروع میکنم به خوردن قرصای ضدافسردگی، بعدشم چند تا بچهٔ دیگه به دنیا میآرم که ثمرهٔ شبای زودگذر معاشقه هستن. به همه میگم بچههام تنها دلیلم برای زندگی هستن، اما درحقیقت، زندگی من تنها دلیلِ وجودِ اوناست.
- ارسال شده توسط: خدیجه









حامد –
ورونیکا از یکنواختی زندگی اش کلافه شده نمی داند قرار است در پایان این راه به کجا برسد و چه شود بنابرین تصمیم می گیرد خودکشی کند او را نجات می دهند و به تیمارستان می برند و می گویند قلبش صدمه زیادی دیده و یک هفته دیگر بیشتر زنده نخواهد ماند . دیوانه های تیمارستان همه خیلی عاقلن و می گن کلا مثل بقیه زندگی کردن دیوونگیه هر روز زندگیتو جشن بگیر و هر کاری می خوای بکن .