شازده کوچولو
شازده کوچولو قیمت اصلی 250,000 تومان بود.قیمت فعلی 180,000 تومان است.
بازگشت به محصولات
شوشو
شوشو (داستان نوجوان) قیمت اصلی 200,000 تومان بود.قیمت فعلی 140,000 تومان است.
اشتراک گذاری

این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

زیبای رانده شده (زندگی موسی مبرقع، فرزند امام جواد ع)

زیبای رانده شده (زندگی موسی مبرقع، فرزند امام جواد ع)

قیمت اصلی 550,000 تومان بود.قیمت فعلی 404,900 تومان است.

(29 بازخورد مشتری)
قیمت پشت جلد:550,000 تومان
زبان کتاب

فارسی

سال انتشار

1398

نویسنده

تعداد صفحه

288

موضوع

ناشر

جلد کتاب

شومیز

قطع کتاب

برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

قیمت اصلی 550,000 تومان بود.قیمت فعلی 404,900 تومان است.

موجود

ترب‌پی
هر قسط با ترب‌پی: 101,225 تومان
۴ قسط. بدون کارمزد، چک و ضامن.
قیمت پشت جلد:550,000 تومان

ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان

امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ

رمان «زیبای رانده شده» اثر سید سعید هاشمی رمان بلندی درباره یکی از شخصیت‌های برجسته تاریخ است که عمرش را در سفر و مبارزه گذراند. امامزاده «موسی مبرقع»، فرزند امام جواد است که در کتاب‌های ادبی و تاریخی مغفول مانده است.

این رمان غیر از اینکه شخصیت مبارز و خستگی‌ناپذیر او را به مخاطب معرفی می‌کند، فضای اجتماعی و سیاسی قرن دوم هجری را نیز که فضایی امنیتی و دلهره‌آور است به او می‌نمایاند. این رمان داستانی پرفراز و نشیب از ایران در قرن دوم هجری را روایت می‌کند.

وزن 300 گرم
زبان کتاب

فارسی

سال انتشار

1398

نویسنده

تعداد صفحه

288

موضوع

ناشر

جلد کتاب

شومیز

قطع کتاب

4.9
29 نقد و بررسی
طراحی جلد و صفحات کتاب
4.8
جذابیت محتوا و موضوع کتاب
5
محتوای مفید و آموزنده
5

29 دیدگاه برای زیبای رانده شده (زندگی موسی مبرقع، فرزند امام جواد ع)

پاکسازی فیلتر
  1. M.amin –

    مظلومیت امام جواد در همین حد که از فرزندشون هیچ شناختی نداریم
    با تشکر از کتابستان و آقای هاشمی

  2. tavakolizohreh –

    داستان نوجوان و تاریخی در زمان عباسیان از زندگی موسی مبرقع برادر امام هادی (ع)

  3. آیدا –

    من از خوندن این کتاب بسیار لذت برم پیشنهاد میکنم شماهم حتما این کتاب رو مطالعه کنید

  4. m.m.arabi2009.ir –

    دوران امام جواد را به خوبی به تصویر کشیده است.

  5. Zahra –

    کتاب روان و خوبی بود?

  6. لیبل "خریدار محصول" motaharehebrahimzadeh1376 (خریدار محصول) –

    واقعا از مطالعه این کتاب لذت بردم.

  7. سوگند –

    موضوع جالب و تازه ای است

  8. مهسا –

    این کتاب عالیه خیلی تعریفش شنیدم اما هنوز نخوندم. اطلاعات ما شیعه ها راجب ائمه آخری خیلی کمه. دم نویسنده گرم خدا قوت.

  9. علی –

    کتاب بسیار روان هست

  10. عاشق کتاب –

    ارزش یک بار خواندن را دارد

  11. عاشق کتاب –

    این کتاب را حاج محمود کریمی معرفی کردند. به نظرم کتاب بدی نیست اما شاهکار نیست!

  12. محمد امین –

    امید وارم از این جور رمان ها بیشتر تو انتشارات شاهد باشیم

  13. فاطمه –

    عالی

  14. محمدجواد –

    من خلاصه کلی کتاب رو خوندم واقعا کتاب خوبی است و در آینده این کتاب رو تهیه خواهم کرد، تا این لحظه انتقادی از این کتاب نشنیدم.

  15. sabze113 –

    خیلی قشنگه

  16. زهرا –

    بین خریدن و نخریدن این کتاب مونده بودم که یهو تصمیم گرفتم تهیه ش کنم الان که دارم میخونمش میفهمم حکمت داشه چون دهه کرامت نزدیکه و توی این کتاب از علاقه حضرت معصومه و امام رضا حرف زده شده. کتاب خیلی قشنگی مظلومیت امام جواد و فرزندانش رو خیلی خوب توصیف کرده
    این کتاب رو بهتون توصیه میکنم مطالعه کنید

  17. ایران –

    کتابی ساده و روان و بسیار لذت بخش… شما هم بخوانید

  18. لیبل "خریدار محصول" محمد….. (خریدار محصول) –

    کتاب فوق العاده زیبایی ست روند داستانی به وقایع تاریخی نه تنها لطمه ای نزده بلکه جذاب ترش هم کرده

  19. خانم –

    شیرین و لذت بخشه

  20. لیبل "خریدار محصول" Masoomeh (خریدار محصول) –

    داستان ساده و روانی داره
    به خوندش می ارزه👌🏿✨

  21. 342323972030 (خریدار محصول) –

    این رمان نوجوانانه که نوشته آقای سعید هاشمی این بسیار زیبا و متن روان دارد که من با خواندن این کتاب واقعا به عمق آن زمان و داستان بسیار شیوای او پی بردم و این کتاب را توصیه می کنم .

  22. صالح (خریدار محصول) –

    این کتاب را یکی از دوستان بنده که علاقه‌ی زیادی به کتاب دارن به من معرفی کردند و این کتاب شروع کتاب خواندن من شد. به نظر من افرادی که علاقه به زندگینامه ی افراد . رمان و رمان نوجوان به آنها توصیه میکنم و محدودیت سنی ندارد که بگم فقط برای نوجوان ها است . من این کتاب را با حساب دیگری که دارم خریداری کردم و خوبی که این کتاب داره اینه که متن روان و جذابی دارد امیدوارم این کتاب را بخوانید و لذت ببرید❤️

  23. هانیه معتمدی (خریدار محصول) –

    اگر کسی این کتاب را بخواند به خوبی آشنا با زندگی اهل بیت میشود

  24. 773599976107 –

    طراحی جلد و صفحات کتاب
    جذابیت محتوا و موضوع کتاب
    محتوای مفید و آموزنده

    خیلی عالی مخصوصا برای نوجوانان(11تا17ساله)

  25. 773599976107 –

    طراحی جلد و صفحات کتاب
    جذابیت محتوا و موضوع کتاب
    محتوای مفید و آموزنده

    به نظرم واقعا آدم رو میبره به دنیای کتاب.به طوری که غرقش میشدم و نمیفهمیدم چقدر گذشته

  26. ریهام –

    طراحی جلد و صفحات کتاب
    جذابیت محتوا و موضوع کتاب
    محتوای مفید و آموزنده

    بسیار زیبا بود و من و به شناخت حضرت معصومه (س) علاقه مند کرد . خسته نباشید به نویسنده

  27. ریهام –

    طراحی جلد و صفحات کتاب
    جذابیت محتوا و موضوع کتاب
    محتوای مفید و آموزنده

    کتاب جالبی بود و باعث شد بیشتر برم به سمت شناخت حضرت معصومه (س) و با دید متفادتی به ایشون نگاه کنم و همچینین اطلاعات خوبی درباره ایران باستان و وضعیت دینی کردم میداد

  28. ریحانه سادات –

    طراحی جلد و صفحات کتاب
    جذابیت محتوا و موضوع کتاب
    محتوای مفید و آموزنده

    داستان تاریخی و جذابی بود کاش بیشتر این کتاب ها نوشته شود قلم نویسنده هم خیلی خوب بود

  29. ریحانه –

    طراحی جلد و صفحات کتاب
    جذابیت محتوا و موضوع کتاب
    محتوای مفید و آموزنده

    بسیار کتاب قشنگی هست و ماجرای موسی مبرقع فرزند امام جواد هستش که به حدی زیبا بودند که برقع به صورت شون می زدند

دیدگاه خود را بنویسید
سید سعید هاشمی

سید سعید هاشمی؛ زادۀ 6 بهمن ماه 1353.

از کودکی بنا به علاقه ای که به مطالعه داشت وقتی برادران بزرگ ترش مجلۀ «کیهان بچه ها» را می خریدند به خانه می آوردند او هم شروع به خواندن مجله می کرد و پس از آن هم مجلۀ «سروش نوجوان» را خودش می خرید و می خواند و از همان زمان بود که با نویسندگان ادبیات و داستان کودک آشنا شد.

معرفی بیشتر


او اولین بار در 12 سالگی شعری برای شهدای جنگ تحمیلی گفت و چند سال بعد هم اولین داستانش را نوشت و در 18 سالگی وارد تحریریۀ مجلۀ «سلام بچه ها» شد و به شکل حرفه ای تر و مستمرتری به کار نوشتن پرداخت.

هاشمی در سال 1378 ازدواج کرد و حاصل آن سه فرزند به نام های پرگل، پانیذ و پارسا است.

او مدتی مجوز یک مجلۀ طنز به نام «لوبیای سحرآمیز» را گرفت و پس از انتشار چند شماره از آن بنا به دلایلی دیگر ادامه پیدا نکرد و این روزها به عنوان سردبیر مجلۀ «سلام بچه ها» فعالیت می کند که مؤسس آن یعنی عبدالله حسن زاده نقش زیادی در باز کردن راه و پیشرفت در مسیر نویسندگی برای او داشته است.

طنزهایش را بیشتر می پسندد و در میان آثار خود رمان طنز «پادشاه نصفه دماغ» را که رمان حجیمی است بیشتر مورد توجه اوست. در میان نویسندگان دیگر هم از خارجی ها رولد دال، لوئیس لوری و مارک تواین و از ایرانی ها هم محمدرضا سرشار، شهرام شفیعی و فرهاد حسن زاده در سلیقۀ او هستند.
سعید هاشمی دفتر شعری هم دارد به نام «فصلی پُر از شعر و گیلاس» که در سال 1378 برگزیدۀ جشنوارۀ کانون پرورشی فکری کودکان شد.

وی علاوه بر نویسندگی سابقۀ چند سال تدریس در دانشگاه ها و مدارس و داوری جشنواره ها را در کارنامۀ خود دارد ولی نوشتن علاقۀ اول و آخر اوست.

کتاب های مرتبط

کتاب های مرتبط با "زیبای رانده شده (زندگی موسی مبرقع، فرزند امام جواد ع)"
-30%
وقتی که مقدم اعلی حضرت مبارک شد

قیمت اصلی 450,000 تومان بود.قیمت فعلی 315,000 تومان است.

-30%
زندانبان یهودی

قیمت اصلی 215,000 تومان بود.قیمت فعلی 150,721 تومان است.

-30%
شوشو

قیمت اصلی 200,000 تومان بود.قیمت فعلی 140,000 تومان است.

-30%
فرمانده گندم خوار

قیمت اصلی 695,000 تومان بود.قیمت فعلی 486,500 تومان است.

-30%
قصه های همین الان

قیمت اصلی 560,000 تومان بود.قیمت فعلی 392,000 تومان است.

-20%
آنی شرلی 3

قیمت اصلی 550,000 تومان بود.قیمت فعلی 440,000 تومان است.

-20%
آنی شرلی 4

قیمت اصلی 550,000 تومان بود.قیمت فعلی 440,000 تومان است.

-20%
آنی شرلی 5

قیمت اصلی 550,000 تومان بود.قیمت فعلی 440,000 تومان است.

-20%
آنی شرلی 6

قیمت اصلی 600,000 تومان بود.قیمت فعلی 480,000 تومان است.

-20%
آنی شرلی 8

قیمت اصلی 600,000 تومان بود.قیمت فعلی 480,000 تومان است.

-20%
کتاب من و ملانصرالدین

قیمت اصلی 145,000 تومان بود.قیمت فعلی 116,000 تومان است.

-30%
بگذار اسبت بتازد

قیمت اصلی 280,000 تومان بود.قیمت فعلی 196,000 تومان است.

بریده هایی از کتاب زیبای رانده شده (زندگی موسی مبرقع، فرزند امام جواد ع)

بُرقع را از صورتش کنار زد تا آب بخورد. چشم کاوه به چهره آقاموسی افتاد. از دیدن چهره زیبای آقاموسی تعجب کرد. چهره‌اش آن قدر زیبا بود که کاوه ماتش برد. در طول سفر، چهره او را یکی دوبار بیشتر ندیده بود، آن هم فقط نیم‌رخش بود که موقع وضوگرفتن معلوم می‌شد. توی دلش گفت: این مرد چقدر زیباست! انگار فرشته است!
آقاموسی آب خنک را یک نفس سرکشید و بُرقع را انداخت. حالش جا آمد. زیر لب گفت: سلام بر حسین و خاندان حسین.
کاوه گفت: حالا واقعاً می‌خواهی بروی؟ آقاموسی، من به تو عادت کرده‌ام!
آقاموسی خندید: نه دیگر! باید بروم! من هم به تو دل‌بسته شده‌ام. توی این سفر، حسابی به تو علاقه‌مند شدم، اما باید بروم! از اول هم که از کوفه راه افتادم، به قصد قم راه افتادم.

بعد به روزهای پیشین فکر کرد. چه لذتی می‌برد وقتی می‌دید بانو در خانهٔ اوست. زن‌ها، دسته‌دسته به خانهٔ او می‌آمدند تا او را ببینند. در همهٔ قم پیچیده بود که دختر موسی‌بن‌جفعر و خواهر ولیعهد، در قم در خانهٔ موسی‌بن‌خزرج است. زن‌ها دست او را می‌بوسیدند و دور او می‌نشستند. بعضی‌ها از او می‌خواستند که دعایی در حقّ‌شان بکند. بعضی از او می‌خواستند که برایشان حدیثی از پدر یا برادرش بگوید. بعضی‌ها از او تَبَّرُکی می‌خواستند. اسم خانهٔ موسی‌بن‌خزرج را بیت‌النور گذاشته بودند. ازبس‌که بانو در آن نماز می‌خواند. موسی‌بن‌خزرج به جنازه، نگاهی کرد و گفت: هفده‌روز در قم بودی، اما به‌اندازهٔ کُلّ عمر ما عبادت کردی.

صدای گریهٔ آقاموسی، افشین را به خودش آورد: عمه‌جان نمی‌دانی پدرم را با چه وضعی کشتند؟ به او سم خوراندند. زنش که باید رازدار و مَحرَم پدرم باشد، به پدرم زهر خوراند. نمی‌دانی که چقدر پشت سر او بدگویی کرد! چه نامه‌هایی به مأمون و معتصم نوشت! عمه‌جان، جگر پدرم را تکّه‌تکّه کردند. او را دور از بچه‌هایش در بغداد جوان‌مرگ کردند. حتی نگذاشتند صدای ناله‌هایش به گوش مردم برسد. در عزای پدرم، بزن‌وبکوب راه انداختند.‌ های‌وهو کردند تا صدای ناله‌هایش به گوش مردم نرسد. تن نیمه‌جانش را در پشت‌بام انداختند تا کسی کمکش نکند. چه بگویم عمه؟ چه بگویم از ستم خاندان عباسی…؟

گفت: من یک اسبِ سواری می‌خواهم. او نمی‌دانست که در آن سنّ‌وسال، اسب را برای چه می‌خواست، اما حالا که زندگی‌اش شده بود سفر و جاده و بیابان، فهمید که تصمیمش خیلی هم بی‌راه نبوده. یادش آمد که با این حرفش بابا خندید و گفت: ابوالحسن به من شباهت دارد و موسی به مادرش. بابا رفت، اما دیگر برنگشت تا برای داداش شمشیر بیاورد و برای او اسب. شش‌سالگی آخرین دیدار آقاموسی با بابا بود.

کاروانیان با دیدن چهرهٔ آقاموسی تعجب کردند. تاجر گفت: فتبارک‌الله احسن‌الخالقین! دیگری با حیرت گفت: بینداز برقع را. نکند بدچشم‌ها چشمت بزنند! عربی به این زیبایی تا حالا ندیده بودم! چهره‌اش هم مثل اخلاقش است.

چه سختی‌هایی کشیدی عمه‌جان! چقدر راه آمدی تا برادرت را ببینی و آخر هم ندیدی عمه جان! حالا دیگر تنها نیستی. حالا من هم آمدم اینجا کنارت. بمیرم برای آن روزهایی که تنها بودی. بمیرم برای آن روزهایی که آن‌همه راه آمدی!