این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


کیمبرلی چانگ
کیمبرلی چانگ
180,000 تومان قیمت اصلی 180,000 تومان بود.134,900 تومانقیمت فعلی 134,900 تومان است.
| نویسنده | |
|---|---|
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
اول |
| سال انتشار |
1401 |
| تعداد صفحه |
332 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
180,000 تومان قیمت اصلی 180,000 تومان بود.134,900 تومانقیمت فعلی 134,900 تومان است.
فقط 1 عدد در انبار موجود است
مشاهده QR CODE
ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
کتاب «کیمبرلی چانگ» رمانی نوشته «جین کواک» است که نخستین بار در سال 2010 وارد بازار نشر شد. «آ-کیم چانگ» که در آمریکا با نام «کیمبرلی» شناخته می شود، وقتی پدرش را از دست داد، دانش آموزی آینده دار در «هنگ کنگ» بود. حالا او و مادرش به «خاله پائولا» بدهکار هستند، کسی که پول سفر آن ها از «هنگ کنگ» را پرداخت کرد. آن ها به همین خاطر در یک کارگاه تولید لباس در «محله چینی ها» برای او کار می کنند، و پول اندکی که به دست می آورند، به هیچ وجه برای تأمین مخارج زندگیشان کافی نیست. اما علیرغم این موضوع، و همینطور زندگی در آپارتمانی بدون گرمایش و پر از سوسک، «کیمبرلی» در مدرسه موفق عمل می کند، به زبان انگلیسی تسلط می یابد، و درنهایت در یک دبیرستان خصوصی ممتاز پذیرفته می شود. او پولی برای خریدن لباس و وسایل نو ندارد و با اضطراب اجتماعی شدیدی رو به رو است. «کیمبرلی» اما پس از مدتی با دختری مهربان به نام «آنت» دوست می شود که لوازم آرایشش را به او قرض می دهد و این شخصیت را با راه و رسم زندگی آمریکایی آشنا می کند.
| وزن | 311 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
اول |
| سال انتشار |
1401 |
| تعداد صفحه |
332 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
کتاب های مرتبط
- پائولا هاوکینز
- کریستین هانا
- توشیکازو کاواگوچی
- توشیکازو کاواگوچی
- فهیمه شاکری مهر
- نرجس شکوریان فرد
- نرگس روزبهانی
- سعیده امین زاده
- حمیده چگونیان
- نادر ابراهیمی
- نیکولا بارو
- 206994
بریده هایی از کتاب کیمبرلی چانگ
برشی از این کتاب بفرستید
برای ارسال برش وارد حساب کاربری شوید.
ما به آمریکا آمدیم با یک چمدان و هزار امید. مامان میگفت آیندهام اینجاست، بین برجهای بلند و خیابانهای شلوغ. ولی مدرسه برایم مثل جنگ بود؛ زبانی که نمیفهمیدم، چهرههایی که نمیخندیدند. عصرها در کارخانه با مامان کار میکردم، دستهایم بوی روغن و عرق میداد. اما هر شب، وقتی کتابم را باز میکردم، دنیایی میدیدم که مال خودم بود. من میدانستم که باید بجنگم. نه فقط برای خودم، برای مامان، برای آن امیدی که از آنسوی دنیا با خودمان آورده بودیم.
- ارسال شده توسط: کاربر(****993983)









نقد و بررسیها
پاکسازی فیلترهنوز بررسیای ثبت نشده است.