این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


دختری به نام نل
دختری به نام نل
650,000 تومان
| نویسنده | |
|---|---|
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
سوم |
| سال انتشار |
1396 |
| تعداد صفحه |
1025 |
| جلد کتاب |
جلد سخت |
| زبان کتاب |
فارسی |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
650,000 تومان
ناموجود
این کتاب در حال حاضر موجود نیست، اما می توانیم آن را با درخواست شما تامین کنیم و از طریق پیامک با خبرت کنیم!
از طریق دکمه زیر درخواست تامین فوری رو به همراه ثبت تلفن همراه انجام بده.
مشاهده QR CODE
ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
ملودرام آرکی تایپی ویکتوریایی به همان اندازه که در چاپ اولش دلچسب و تاثیرگذار بود امروز نیز به همان صورت است، “دختری به نام نل” چارلز دیکنز با یادداشت ها و مقدمه ای از نورمن پیج در ویرایش جدید به چاپ رسید.
“دختری به نام نل” داستانی از مسیر است، ژانری که دیکنز در آن سرآمد است. نل ترنت کوچک به همراه پدربزرگ بیمارش که با ازخودگذشتگی از او مراقبت می کند، در تاریکی آرام مغازه قدیمی اسباب بازی فروشی زندگی می کند. هنگامی که آنها قادر به پرداخت بدهی های خود به دانیل کوئلپ، وام دهنده گستاخ و شیطانی، نیستند، مغازه توقیف می شود و آنها مجبور به تخلیه می شوند، و به دنیای تاریکی پرتاب می شوند که به نظر نمی رسد در آن پناهگاه امنی وجود داشته باشد. به تصویر کشیدن نل بی گناه و غم انگیز توسط دیکنز در “دختری به نام نل”، این اثر را به یکی از پرفروش ترین ها تبدیل کرد که قلب مردم را به خود جلب می کند. اگر از “دختری به نام نل” لذت برده اید، ممکن است “ساعتهای سخت” دیکنز را دوست داشته باشید.
| وزن | 980 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
سوم |
| سال انتشار |
1396 |
| تعداد صفحه |
1025 |
| جلد کتاب |
جلد سخت |
| زبان کتاب |
فارسی |
2 دیدگاه برای دختری به نام نل
پاکسازی فیلترکتاب های مرتبط
- چارلز دیکنز
- جورج اورول
- تامس هاردی
- گابریل گارسیا مارکز
- گابریل گارسیا مارکز
- هلن برايان
- لئو تولستوی
- فئودور داستایفسکی
- ویکتور هوگو
- میخائیل بولگاکف
- آلفونس دوده
- اونوره دو بالزاک
- 177620
بریده هایی از کتاب دختری به نام نل
برشی از این کتاب بفرستید
برای ارسال برش وارد حساب کاربری شوید.
صبح روزی که از خانه رفتند، تا وقتی هنوز توی شهر بودند و از خیابانهای خلوت میگذشتند، نِل تا کسی را میدید که از دور میآمد طرفشان، تنش از ترس و امید میلرزید و چشم تیز میکرد که شاید شباهتی بین آن عابر و کیتِ شریفِ خودشان پیدا کند
- ارسال شده توسط: خانم
البته با وجود اینکه اگر همدیگر را میدیدند دست کیت را میگرفت و بهخاطر چیزهایی که شب آخر گفتهبود تشکر میکرد، وقتی میدید کسی که به طرفشان میآمده غریبه است، نفس راحتی میکشید.
- ارسال شده توسط: خانم
فقط این نبود که از برخورد پدربزرگش با پسرک و اینکه مبادا پیرمرد بدحال بشود، بترسد، خودش هم طاقت نداشت با آشنایان، آن هم کیت که آنقدر وفادار و یکرنگ بود، خداحافظی کند
- ارسال شده توسط: خانم
همینی که مجبور شدهبود از اشیا و چیزهای بیزبانی که غم و شادیاش برایشان فرقی نداشت، دل بِکَنَد برایش سنگین بود، چه برسد به خداحافظی از تنها دوستش، آن هم در آستانۀ چنین سفر دشواری، که حتماً باعث میشد قلبش از جا دربیاید.
- ارسال شده توسط: خانم
واقعاً چهطور است که اگر لحظۀ آخر همدیگر را نبینیم راحتتر جدا میشویم و با وجود اینکه در عمل، توان دلکندن و رفتن را داریم، نمیتوانیم در کلام بدرود بگوییم؟ شب پیش از یک سفر طولانی یا یک غیبت چندساله را تصور کنید!
- ارسال شده توسط: خانم
دوستانی که خیلی به هم وابستهاند با همان نگاه همیشگی از هم جدا میشوند، مثل همیشه دست میدهند و قرار میگذارند روز بعد دیدار کنند، اما خوب میدانند که دیداری در کار نیست و دارند نقش بازی میکنند تا مجبور نشوند درد خداحافظگفتن را به جان بخرند.
- ارسال شده توسط: خانم









572167918263 (خریدار محصول) –
رمانی بسیار زیبا لطفا موجودش کنید
Kyvan –
این داستان خیلی قشنگه و تفاوت هایی رو هم با مجموعه ی کارتونیش داره خوندنش رو به همه توصیه میکنم