این کالا را با دوستان خود به اشتراک بگذارید


تیغ و تاج
تیغ و تاج
17,000 تومان قیمت اصلی 17,000 تومان بود.12,000 تومانقیمت فعلی 12,000 تومان است.
| نویسنده | |
|---|---|
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
دوم |
| سال انتشار |
1397 |
| تعداد صفحه |
179 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
برای ثبت درخواست تامین، ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
17,000 تومان قیمت اصلی 17,000 تومان بود.12,000 تومانقیمت فعلی 12,000 تومان است.
ناموجود
این کتاب در حال حاضر موجود نیست، اما می توانیم آن را با درخواست شما تامین کنیم و از طریق پیامک با خبرت کنیم!
از طریق دکمه زیر درخواست تامین فوری رو به همراه ثبت تلفن همراه انجام بده.
مشاهده QR CODE
ارسال رایگان پستی برای سفارش های بالای 2,000,000 تومان
امکان ارسال سفارش به صورت کادوپیچ
رمان «تیغ و تاج» کوششی در بازآفرینی خشونت ساواک در دهه 50 برای کنترل و سرکوب انقلابیون می باشد.
این رمان به سرنوشت یک ساواکی که زنش را طلاق داده و تحت پوشش یک گارسن در رستوران تاسیسی ساواک کار می کند، می پردازد. زندگی شخصی وی، احساسات سردرگم و نحوه عمل سرتیم های ساواک با وی و همکارانش دستمایه های نویسنده در خلق این رمان است که در پایان با تهاجم انقلابیون مسلمان رستوران دچار آتش خشم انقلابیون مسلمان شده و تخریب می شود.
| وزن | 190 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| ناشر | |
| موضوع | |
| قطع کتاب | |
| نوبت چاپ |
دوم |
| سال انتشار |
1397 |
| تعداد صفحه |
179 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
1 دیدگاه برای تیغ و تاج
پاکسازی فیلترکتاب های مرتبط
- مصطفی جمشیدی
- مصطفی جمشیدی
- وحید یامین پور
- اکرم صادقی
- امیر حسین قاضی
- سید محمد حسین راجی, سید محمد رضا خاتمی
- موسسه ایمانی-جهادی صهبا
- موسسه ایمانی-جهادی صهبا
- خسرو باباخانی
- موسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی، دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای
- موسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی، دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای
- مجید محبوبی
- 71914
بریده هایی از کتاب تیغ و تاج
برشی از این کتاب بفرستید
برای ارسال برش وارد حساب کاربری شوید.
دوست داشتم میرفتم شمال، ویلای سازمانی که دو ساختمان مجزّا بود و یک موتورسیکلت تفریحی هم گذاشته بودند مخصوص گشتوگذار و دو هفتهای آنجا میماندم. هم هوای خوب میخوردم و هم موتورسیکلت را برمیداشتم. وسیلهای که قبراق بود و زمینم نمیزد، اما این روزگار بهواقع داشت زمینم میزد. آن از رفتن پری و این هم از اینهمه بَد بیاری!
- ارسال شده توسط: خانم
شما دارید به پادشاه خدمت میکنید؛ هیچوقت این را فراموش نکنید. در قاموس هستی سه کلمه وجود دارد؛ خدا، شاه، میهن. اصلاً ترس به دلتان راه ندهید. اینها ناموس مملکت را به حراج گذاشتهاند. میفهمید؟ با کسانی که نفت را میخواهند. گاز را میخواهند، میراث آریایی را میخواهند…، بجنگید برای تاج و میراث پادشاهی که هزاران سال است حکومت دارد در این مملکت .
- ارسال شده توسط: خانم
از کشوی مخصوص خودش اسپری برداشت و پاشید توی هوا. اوایل بهار بود. معمولاً وقتی بوی عرق و ادرار زندانیها زیاد میشد، همهجا را معطر میکرد به حساب خودش.
- ارسال شده توسط: خانم
در آرزوی خودم میرفتم جایی که دیوارهای بلند آجری نداشته باشد. حوض مدوّر و بعد پلکان که همیشه روی آن زندانیها از زور درد، پای راهرفتن نداشتند
- ارسال شده توسط: خانم
میرفتم جایی که یک کافه کوچک بود که از بوی قهوه پر میشد؛ با مردمانی که زبانم را نمیفهمیدند. من یک مأموریت کوچکی رفته بودم فرانسه و توی کافههای آنجا عرق خورده بودم، اما همیشه خوابش را میدیدم.
- ارسال شده توسط: خانم
دوست داشتم میرفتم شمال، ویلای سازمانی که دو ساختمان مجزّا بود و یک موتورسیکلت تفریحی هم گذاشته بودند مخصوص گشتوگذار و دو هفتهای آنجا میماندم. هم هوای خوب میخوردم و هم موتورسیکلت را برمیداشتم. وسیلهای که قبراق بود و زمینم نمیزد، اما این روزگار بهواقع داشت زمینم میزد. آن از رفتن پری و این هم از اینهمه بَد بیاری
- ارسال شده توسط: خانم









محمد –
این کتاب را خیلی وقت پیش خریدم ولی زیاد جالب نبود و همه کتاب را نخواندم