مجله اینترنتی کتابستان
کتاب حوض خون روایتی زنانه از پشت پردۀ جنگ

[vc_row][vc_column width=”1/3″][woodmart_products post_type=”ids” items_per_page=”1″ include=”51746″ columns=”1″ sale_countdown=”0″ stock_progress_bar=”0″ highlighted_products=”0″ products_bordered_grid=”0″ lazy_loading=”no”][/vc_column][vc_column width=”2/3″][vc_column_text woodmart_inline=”no” text_larger=”no”]
جایگاه مؤثر زنان در تاریخ انقلاب، چه در مبارزات پیش از انقلاب و چه در دوران مقاومت، از موضوعات جذاب ولی در عین حال کمتر تبیین شده است؛ زنان که دوری و شهادت و جانبازی همسر و فرزند را تحمل کردهاند و دم نزدهاند و خود نیز از هیچ فعالیتی برای تقویت و حمایت از آرمانهایشان دریغ نکردهاند.
حوض خون به قلم فاطمه سادات میرعالی، روایت یکی از پشت پردههای جنگ ایران و عراق است…حکایت خط مقدمی از جنس دیگر که پیشتازان این خط زنان مقاومی هستند که در کنار همسرداری و فرزند پروری و دیگر دلمشغولیهای زنانه، نقش خود را در یک مقاومت ملی به شیوهای متفاوت ایفا میکنند.
این اثر، دست روی یکی از خاصترین و کمنظیرترین اتفاقات پیرامون جنگ حتی در دنیا گذاشته است؛ جایگاه زنان در پشتیبانی جبهههای جنگ که مواردی مثل دوخت و دوز لباس و پخت و پز غذا را کم و بیش شنیدهایم ولی رختشویی قصۀ تازهتری از پیوند زنان با جنگ است که در این کتاب در قالب خاطرات و به صورت مفصل به آن پرداخته شده است.
شما در صفحاتی از کتاب، بوی خون را حس میکنید و در صفحاتی دیگر لذتی که زنان از شستن رختهای رزمندگان داشتند را درک میکنید.
در این اثر، با روایتهایی پُرماجرا و پُرکشش که از بار عاطفی بالایی نیز برخوردار هستند مواجه هستید که نشان دهندۀ عمق گرهخوردگی حسی و عاطفی زنان با متن جنگ است و در نوع جهادی زنانه به حساب میآید؛ روایتهایی کاملاً زنانه و صمیمی که شما را با زوایای مختلف زندگی و درد دل های تعدادی از زنان که جوهر استقامت در خون آنهاست، درگیر میکند.
«حوض خون» میتوانست به سبب تکرار، ملالآور شود. همه این خانمها داشتند رخت میشستند، اما آنچه روایت این زنان را جذابتر کرده و راه فرار کتاب از تکرار شده، پرداختن به جزئیات زندگی هر کدام از این زنان است. کتاب وارد قصۀ زندگی تکتک آنان شده است.
در انتهای کتاب، تصاویری از راویهای کتاب و شهدای منتسب به بانوان رختشوی و هچنین عکسهایی از رختشویی و بیمارستان شهید کلانتری در دهۀ نود آمده است که به بازسازی ذهنی مخاطب از آن دوران کمک میکند.
[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row][vc_row][vc_column][vc_column_text woodmart_inline=”no” text_larger=”no”]
با تورق این کتاب، خیلی زود در آن غرق میشوی..
ورق میزنی و میرسی به سختیهای کار…
دستهایشان زخمی است و از سردی آب استخوان درد گرفتهاند اما اشکالی ندارد چون مجروحان نیاز به لباس و ملحفه دارند، بیخوابی کشیدهاند و خسته و گرسنهاند اما اشکالی ندارد چون رزمندگان نیاز به لباس و پتو دارند..
بمباران شده یا هوا بارانیست، چه اشکالی دارد؟
اصلاً در این شرایط مگر آدم باید به فکر خودش باشد؟!
ورق میزنی و به لحظات دلتنگی میرسی…
اوقاتی که به خاطر بیخبری از عزیزانشان به غم نشسته بودند اما با دیدن لباسهای انباشته شده مقابل رختشویی به خودشان میآمدند که فقط آنها نیستند که عزیزِ از دست رفته و یا در خطر دارند؛ اصلاً شاید همین لباسها برای همسر و پسر و برادر خودشان باشد..
و یا لحظاتی که در عین نگرانی برای عزیزانشان زیر چشمی برانکاردها را میپاییدند که نکند یکی از آنها حامل پیکر پارۀ تنشان باشد و آنها غافل بمانند…
ورق میزنی و میرسی به لحظات “مادری” که در هیچ کدام از روایتها مغفول نمانده؛
صبح تا غروب کار سنگین و بعد هم رسیدگی به امور بچهها،
صبح تا غروب کار سنگین و صدای خمپاره و بعد هم دلشورۀ دائمی برای سلامتی بچهها؛
مادر بودن در شرایط بحرانی شاید سختترین کار دنیا باشد!
ورق میزنی و هر چند صفحه میرسی به یک بابک و زهرا و بچههای شیرخوار دیگری که انگار خدا در این بین هوای آنها را هم بیشتر داشته و قرار بوده از همان کودکی صبوری را یاد بگیرند.
بچههایی که مادر را کمتر میدیدند و شب و روزهای عملیات به خاطر افزایش حجم ملحفه و لباسها حتی چند روزی از مادر دور میماندند…
[/vc_column_text]
[/vc_column][/vc_row]5 دیدگاه در “کتاب حوض خون روایتی زنانه از پشت پردۀ جنگ”
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
خسته نباشید
معرفی عالی و متفاوت
خسته نباشید
ممنون بابت زحمات تحریریه
یادداشت کامل و جامعی بود.
خدا قوت
کتاب خواندنی ای باید باشه. به خصوص کتابی که مربوط به دلاوری های زنان این سرزمینه❤?
بسیار عالی ،و مشتاق مطالعه?