ناریا (سرزمین وارونه)
نمره 3.00 از 5
همه اهریمنان مقابل خانه آسمادئوس جمع شده بودند. یازده اسب سپید بر درِ خانه بود. دئوریپ از خانه بیرون آمد و سوار بر اسب شد. سرِسوخته اش را زیر دستاری که یاقوتی در پیشانی داشت پنهان کرده بود. آرتیاس نیزه دئوریپ را به او داد و گفت:(( آخر پدر، این همه عجله برای چیست؟)) دئوریپ: من باید زودتر از فرزند کیومرث به ناریا برسم. باید به سرورانمان…








