شب های روشن
آنها از هیچکاری فروگذار نکردند، نه از ستونها گذشتند و نه از قرنیزها، و حالا این دوست کوچک بیچاره من قرار است مثل قناری زرد شود. این ماجرا حالم را به هم زد. و تا همین امروز، شهامت این را نداشتهام که دوست بیچارۀ تغییر شکل دادهام را ملاقات کنم، خانهای که به رنگ امپراطوری آسمانی[3] درآمده است.








