زن غریبه لبخند زد.《خشم خیلی خوبه ولی به درد من نمی خوره گرچه معمولا می رسه به اندوه .اعتراف می کنم که دوستش دارم》 لب هایش را لیسید. “خیلی دوستش دارم”