البته با وجود این‌که اگر همدیگر را می‌دیدند دست کیت را می‌گرفت و به‌خاطر چیزهایی که شب آخر گفته‌بود تشکر می‌کرد، وقتی می‌دید کسی که به طرفشان می‌آمده غریبه است، نفس راحتی می‌کشید.