تیغ و تاج
امتیاز 4.00 از 5
میرفتم جایی که یک کافه کوچک بود که از بوی قهوه پر میشد؛ با مردمانی که زبانم را نمیفهمیدند. من یک مأموریت کوچکی رفته بودم فرانسه و توی کافههای آنجا عرق خورده بودم، اما همیشه خوابش را میدیدم.
میرفتم جایی که یک کافه کوچک بود که از بوی قهوه پر میشد؛ با مردمانی که زبانم را نمیفهمیدند. من یک مأموریت کوچکی رفته بودم فرانسه و توی کافههای آنجا عرق خورده بودم، اما همیشه خوابش را میدیدم.
ادبیات
ادبیات پایداری
تاریخ و جغرافیا
روان شناسی
زندگی نامه و سفرنامه
سبک زندگی
کودک و نوجوان
مصاحبهفروشگاه اینترنتی کتابستان، جایی است برای گشت و گذار مجازی دربین هزاران عنوان کتابِ پرفروش، به روز و جذاب از ناشران مطرح کشور و خرید آسان کتاب از هر نقطه ایران عزیز بیشتر بخوانید..