خود ایگون تارگرین، به طرز عجیبی به همان اندازهای که برای ما یک معماست، برای معاصرانش هم همینطور بود. او که مسلح به شمشیری از فولادی والریایی به نام بلکفایر بود، جزء بزرگترین جنگجویان زمان خودش به حساب میآمد، اما هیچ لذتی از جنگ نمیبرد و هرگز در مسابقه یا رقابتی شرکت نمیکرد. اژدهایش بالریون، وحشت سیاه، نام داشت، ولی او تنها برای نبرد یا جابهجایی سریع در خشکی و دریا با آن پرواز میکرد. شخصیت آمرانۀ او مردان را به زیر پرچمش میکشید؛ ولی هیچ دوست نزدیکی به جز اوریس باراتیون، همراه دوران جوانیاش، نداشت. زنان نیز جذب او میشدند، ولی ایگون همیشه به خواهرانش وفادار ماند. در مقام پادشاهی به انجمن کوچک و خواهرانش اعتماد زیادی داشت و بیشتر امور حکومتی روزانۀ قلمرو را به آنها واگذار کرده بود… اما هر زمان لازم میدید، در فرمان دادن درنگ نمیکرد.








