یادت باشد
نمره 4.78 از 5
همینکه از چارچوب در بیرون رفت، قبل از اینکه در را ببندم، برای اولین بار گفتم: “حمید! دوستت دارم.” بعد هم در را محکم بستم و به در تکیه دادم. قلبم تند تند میزد. چشمهایم را بسته بودم. از پشت در شنیدم که حمید گفت: “فرزانه! من هم دوستت دارم.”











