یادت باشد
امتیاز 4.78 از 5
دلم را خوش کرده بودم که شاید حمید که به سوریه برسد، با من تماس میگیرد، اما هیچ خبری نشد. خوابم نمیبرد و اشک راه نفسکشیدنم را بسته بود. انگار دلتنگی شبها بیشتر به سراغ آدم میآید و راه گلو را میفشارد. دعا کردم خوابش را نبینم. میدانستم اگر خواب حمید را ببینم بیشتر دلتنگش میشوم.







