کهکشان نیستی (شومیز)
نمره 4.93 از 5
عاشق زیاد دیده بودم، اما عاشق دیوانه کمتر. به چشمهایش که نگاه میکردی، آتشِ درونش سرتاسر وجودت را چون صاعقهای کوبنده، خاکستر میکرد. نمیدانستم در طلب چیست، اما هرچه بود و هرچه میخواست، افلاکیان مراقب احوال او بودند. گویا شهرتش در آن سویِ هستی که مردمان از آن بیخبرند، بیش از شهرت عالمانهاش در نجف اشرف بود.








