زنی تنها
اما زبان، هنوز زبان متداول شعر مردانه است (حتی تا انتشار عصیان همان است که شاعران مرد زمانه نیز بدان تعشق و تظاهر به قبح کردهاند). زبان شعری فروغ در آغاز به زبان نصرت رحمانی، بیش از زبان مشیری یا توللی، شباهت دارد، بهویژه که زبانی در میان نیست، بلکه تنها قالب است و مفاهیم عصیانی عاشقانه و اگر این مفهوم گرفته شود، زبان قالبی ناگهان به همان نقطهای برمیگردد که شورش فروغ از آن میخواسته آغاز شود؛ به زبان مردانۀ زن عاشق:








